خرید بک لینک
این روزا همه جا حرف پلاسکو و اتشنشاناس دلم واسه اتشنشانا میسوزه کاش زنده بودن واقعا چرا با این همه دکوپز اتشنشانامون تجهیزاتشون کتمل نیس شاید اگه تجهیزات کامل داشتن اینجور نمیشد واقعا متاسفم کاش جای این همه خرج بیخود دولت واس اتشنشانی تجهیزات بگیرن خدا بیامرزتشون

برچسب: نویسنده: بردیا رستمی تاريخ: دوشنبه 2 اسفند 1395 ساعت: 3:08

ادم وقتی عشقشو اعتراف میکنه حس خوبی بش دس میده با این که کمی احساس میکنی نباید بگی بخاطر غرورت ولی وقتی.بدونی طرف مقابلم دست داره ابرازش راحت تر میشه میدونی حامد بعضی وقتا فک میکنم نباید انقد بگم دست دارم که واست عادی نشه ولی دست خودم نیس من خیلی دوست دارم نمیتونم نگم به این فکر میکنم خونمون چطور میشه زندگیمون چی میشه من واقعا خانوم تو شدم باید واسه تو غذا درس کنم و خانوم خونت باشم؟ تا اخر عمرمون باید با هم باشیم؟ همین جا عهد میکنم همیشه مال تو باشم عشقم وای خدا قراره چیزای جدیدی تجربه کنم یکم میترسم از اینده امیدوارم همه خوشبخت بشن

برچسب: نویسنده: بردیا رستمی تاريخ: دوشنبه 2 اسفند 1395 ساعت: 3:08

باید این خواب لعنتی رو درس کنم ولی نمیشه همش یا تو وب تلگرامم یا هزار تا فکر میاد تو سرم نمیدونم چیکار کنم میدونم واسه لاغریم باید خوابمو درس کنم دو روزم هست که میرقصم امروز وزن کرد ۵۹بودم امیدوار کنندس اخه ۶۰بودم

برچسب: نویسنده: بردیا رستمی تاريخ: دوشنبه 2 اسفند 1395 ساعت: 3:08

نت ندارم حوصله ی دنیای مجازی ندارم خیلی دلم واسش تنگ شده روزا مزخرفه هیچکاری نکردم موندم واسه عروسی موهامو رنگ کنم یا نه شما نظر بدید واسه عروسیم رنگ کنم یا طبیعی بهتره موهام خرماییه

برچسب: نویسنده: بردیا رستمی تاريخ: دوشنبه 2 اسفند 1395 ساعت: 3:08

این روزا مزخرفن واقعا حوصله فضای مجازی رو ندارم دارم به این فک میکنم اینستاگرام نصب کنم که میدونم حامد نمیزاره نمیدونم فازم چیه چی میخوام این روزا خسته شدم انقد تو خونه ام هوام که فقط سرده برفم همه جا اومد الا اینجا فقط سردیش به ما رسید نت ندارم نمیتونم بیام وباتون دلم یه لباس عروس ناز میخواد کاش بشه شمال یه خوشملشو پیدا کنم حامدم باید یه کت شلوار شیک بگیره البته اگه سلیقه منو بپسنده که فک نکنم احساس میکنم از سلیقم خوشش نمیاد هی چه میشه کرد این روزا همه چی قاطیه از یه طرف دلتنگشم از یه طرف یه کوچولو سر خوابیدن ذعوامون شد از یه طرف میدونم که اخرین روزای خونه بابام بودنه ناراحتم از یه طرفم خوشحالم دارم میرم سر خونه زندگی خودم خدا کنه زندگی خوبی داشته باشیم تمام حرفام تموم شه کلی گفتم دلم یه زندگی.اروم میخواد +عمو خدا رو شکر بیماریشو اشتباه تشخیص داده بودن و الان درست تشخیص دادن گفتن بیماری قلبیه و دارن مداواش میکنن و الان میتونه دست و پاشو که قبلا نمیتونست حرکت بده الان تکون میده.دعا کنید تا حالش زودتر خوب بشه و تو عروسیمون حضور داشته باشه

برچسب: نویسنده: بردیا رستمی تاريخ: دوشنبه 2 اسفند 1395 ساعت: 3:08

ولنتاین مبارک دوستان بعضیا میگن فردا ولنتاینه ولی ما که امروز رو بهم تبریک گفتیم امسال از هم دوریم کادو نگرفتم اخه دنبال یچیزیم که پیداش نکردم دیر یا زود واسش میگیرم میدم بهش پارسال پیشش بودم ولی امسال خیلی ازش دورم ولنتاین ما برفی شد بعد مدتها برف اومد اینجا رفتم ادم برفی درس کردم ولی کسی نبود که باش برف بازی کنم دوست دارم عشقم ولنتاینت مبارک

برچسب: نویسنده: بردیا رستمی تاريخ: دوشنبه 2 اسفند 1395 ساعت: 3:08

هر چی میخوام اپ کنم نمیدونم چی بنویسم دستم به نوشتن نمیره هر دفعه میام این صفحه رو باز میکنم و نگاهش میکنم یکم با خونه مشکل داشتیم یعنی همش تقصیر حمید دامادمون بود میگفت میخوام خونتونو بفروشم خونه من مستاجر داره خب ما چیکار کنیم ما خونه رو میخوایم وگرنه این چن ماهم اجاره میدادیم دیگه رفتم میخوام کیلیدا رو بگیرم ازش مغزی رو عوض کنم یکمم وسایل بریزم توش بفهمه خونه واسه منه دیگه روش هیچ حسابی نکنه بیخیالش فعلا که نشسته سر جاش

برچسب: نویسنده: بردیا رستمی تاريخ: دوشنبه 2 اسفند 1395 ساعت: 3:08

میدونی حامد خیلی دوست دارم دوس دارم ساعت ها بت زل بزنم و نگات کنم دلم واسه چشمات تنگ شده یک ماهه همو ندیدیم فک کنم اولین باره انقد دیر شده دوس ندارم هیچوقت ازت جدا شم همیشه مال منی عید عروسیمونه یه صفحه جدید باز میکنیم تو زندگی هیچوقت از دستت نمیدم فقط منتظرم این روزا بگذره و زندگیمون کنار هم اروم شه به ارامش برسیم با هم تا اخر عمرم باهاتم +واسه دوست عزیزم ناراحتم همیشه رو من حساب کن زهرا جون

برچسب: نویسنده: بردیا رستمی تاريخ: دوشنبه 2 اسفند 1395 ساعت: 3:08

دلم میخواد با هم بریم گیسوم ناهارم اونجا بخوریم و البته دو نفره ساعتها تنها باشیم یادته که امروز در موردش حرف زدیم دلم میخواد اونجا کسی نباشه یه جای خلوت واسیم دراز بکشم سرمو بزارم رو دستت با هم اسمون و درختا رو نگاه کنیم یا اصلا بریم ییلاق نمیدونم فقط تنها با هم وقت بگذرونیم

برچسب: نویسنده: بردیا رستمی تاريخ: دوشنبه 2 اسفند 1395 ساعت: 3:08

صفحه بندی